چیزی برای در نظر گرفتن, بیایید بگوییم که هدف شما تبدیل شدن به مدیری در یک شرکت بزرگ است. بعد از سال ها استرس شدید، نگرانی و بهمن های احساساتی، بار بیش از حد ذهنی و فیزیکی، بالاخره به هدف‌تان می‌رسید، به همراه تمام ثروت و اعتباری که به همراه دارد. آیا این موفقیت است؟

اگر به فرهنگ لغت توجه کنید، جواب بله خواهد بود. فرهنگ لغت بستر موفقیت را این‌چنین معنی می‌کند: ۱. مطلوبیت و یا ختم سعی‌ها و تلاش‌ها به هدف. ۲. به محصول رسیدن ثروت، جایگاه، افتخارات یا چنین چیزهایی. به نظرم شگفت‌انگیز است که کلماتی همانند “شاد”, “شادی” یا “لذت” در معنی لغت “موفقیت” به حساب نیامده‌اند.

متاسفانه معنی مرسوم ما از موفقیت به سادگی رسیدن به هدف است. به اندازه کافی بر روی تجربه و لذت بردن از ماجراجویی تاکید نشده است، ساختن شخصیت و درس گرفتن از درس های زندگی در مسیر.

یک سوال فرضی, اگر کسی ویدئویی از شما در حال بالا رفتن از نردبان بزرگ موفقیت نشان می‌داد، چه می‌شد؟ در این ویدئو، شما خودتان را مشاهده می‌کنید که در حال رسیدن به تمام هدف های‌تان هستید و ثروت به دست می‌آورید. در هنگام گذر از تمام این روند، هرچند، شما همچنین شاهد این خواهید بود که چقدر بدن، ذهن و روحیه خود را مورد توجه قرار دادید تا انرژی منفی مسیر را شدید‌تر کنید.

نه تنها شما اکثر زمان هایش ناراحت بودید، بلکه می‌توانید ببینید که قبول نکردن شادی و لذت بردن چگونه بر روی خوانواده‌تان، دوستان‌تان، همکاران‌تان و سلامتی کلی‌تان تاثیر داشته است. به این می‌گویند سکانس بده یک فیلم.

دوباره سوال را از شما می‌پرسم. آیا این موفقیت است؟ این هم از جواب: نه!

من واقعا می‌خواهم که شما این را بفهمید… اگر روند رسیدن به هدف‌تان آلوده به انرژی منفی و کمبود لذت بردن است، فقط می‌تواند ناراحتی بیشتری برای شما فراهم کند، حتی اگر نتیجه اش در کوتاه مدت مثبت باشد. شادی‌ای که زمان رسیدن به “موفقیت” احساس می‌کنید حالت موقتی‌ای است که دیکته شده از معنی مرسوم اش است. بعد از اینکه رضایت اولیه تمام می‌شود، شما دوباره به همان جای منفی قبلی باز خواهید گشت، چون همان طرز فکر قدیمی منفی را نیز با خود بردید.

حقیقت این است که واقعا مهم نیست چقدر پول دارید، یا چقدر معروف هستی، یا به چند تا هدف دست پیدا کردید. هیچ فرقی ایجاد نمی‌کند که خانه‌تان چقدر بزرگ است یا چه موقعیتی را در کارتان بدست آورده‌اید. تمام دنیا می‌توانند زندگی شما را با دید موفقیت نهایی ببینند، ولی خلاصه اش این است: اگر شاد نیستید، موفق هم نیستید! اگر در مسیر به سمت هدف‌تان از خودتان لذت نمی‌برید، دارید خودتان را از وسط نصف می‌کنید. باور کنید. به اندازه کافی آدم هست که بخواهد این کار را برای‌تان بکند.

ماجراجویی به سمت هر هدفی ارزشی است که به آن می‌دهد. مسیر به سمت هدف جایی است که زندگی‌تان گسترده می‌شود و شادی واقعا معنی‌دار می‌شود. وقتی که شما در حال کار کردن برای رسیدن به چیزی هستید، در حال تجربه خود واقعی‌تان و اینکه از چه چیزی ساخته شده‌اید هستید. شخصیت‌تان در حال تست و ساخته شدن است.

وقتی که از اهمیت هر قدم در مسیر مطلع شوید، به خودتان پیامی می‌فرستید، همان‌طور که تمام دنیا به شما می‌گوید، شما نه تنها در اینجا هستید بلکه واجد شرایط برای رد شدن از موانع راه نیز هستید و تمام این‌ها عناصر ضروری برای موفقیت و شادی هستند.

کاملا هیچ دلیلی وجود ندارد که چرا شما نباید انتخاب هوشیاری برای تجربه و لذت بردن از زندگی به سمت هدف‌تان نداشته باشید. اگر این کار را بکنید، بدون شک قدردانی عمیقی از چگونگی بدست آوردنش خواهید داشت. از دید من، این موفقیت نهایی است. اگر این “استراتژی حس مشترک موفقیت” را تبدیل به عادتی روزانه بکنید، زندگی‌تان را عوض خواهید کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *