۱۸ ماه پیش، جسیکا داشت زندگی‌ای را می‌کرد که خیلی از مردم فقط رویای آن را می‌بینند، بدون بدهی، میلیون‌ها دلار پول در بانک، صاحب یک فروشگاه خرده فروشی خفن با ارزش خالص نزدیک به ۸ رقم. بعد از او شکایت کردند. حالا به سختی می‌خوابد. حساب بانکی‌اش نزدیک به خالی است. قرض‌های کارت‌های اعتباری‌اش از مرز صد هزار دلار گذشتند. از خط اعتباری شرکتش زده بیرون و IRS او را تهدید به پیگیری مالیات‌های پرداخت نشده‌اش کرده است. با وجود دارایی اموالی‌اش که بیشتر از ۵ میلیون دلار هست، هیچ بانکی به او حتی یک سکه هم قرض نمی‌دهد.

همین‌طور که خیلی از مردم می‌دانند، داستان وحشتناکی است.(جسیکا یکی از آشنا‌های من است ولی به دلیل پرونده در حال اجرایش از این بیشتر نمی‌توانم وارد جزئیات بشوم. “جسیکا” اسم واقعی‌اش نیست.) زندگی پر از غافلگیری‌های خیلی بد و ناخوشایند, همانند غافلگیری وی است، فقط بروید و از هرکسی که طلاق دعوایی گرفتند بپرسید، کسانی که کارشان را از دست دادند یا کسانی که مریضی عمده و یا تصادفی را تجربه کرده‌اند. مگر اینکه اموال‌تان مثل یک پناهگاه بمب محکم است و یک نقشه اضطراری برای احتیاط داشته باشید، یک فاجعه بزرگ مالی می‌تواند تمام چیزهایی که ساخته‌اید را از بین ببرد.

به همین دلیل می‌خواهم از مشکل جسیکا استفاده کنم، تا حدی که می‌توانم، به عنوان یک درس هدف‌دار، تا بتوانید درک کنید که چگونه از سرنوشت او دوری کنید. این‌ها چند چیزی هستند که باید همین حالا در حال انجامش باشید:

۱- اموال شخصی‌ را از کارتان جدا کنید.

جدا از حقوق کاریتان، هیچ‌وقت نباید برای سرمایه خرج‌های اضطراری‌تان، منحصرا (یا انتظار داشته باشید) بر روی دارایی‌ها یا اعتبار کارتان تکیه کنید، حساب های بانکی و اعتباری جدا داشته باشید و اعتبار‌های بانکی کارت خود را همین حالا امن کنید، نه زمانی که فاجعه رخ می‌دهد و همه‌ی بانک‌ها روی‌تان را زمین می‌اندازند.

۲- خودتان را برای صرفه‌جو بودن آماده کنید.

من بر اساس دو بودجه ماهانه زندگی می‌کنم: یکی بودجه معمولم هست، چیزی که با آن می‌توانم از زندگی‌ام لذت ببرم. یکی دیگر چیزی هست که بهش “صخره مالی” می‌گویم. بودجه‌ای است که به من می‌گوید برای زندگی کردن چقدر پول کمی نیاز دارم و فردا اگر لازم شد می‌توانم با این بودجه زندگی‌ام را عوض کنم. اگر عوض کردم، تمام پول های اضافی می‌رود به سمت خرج غیر قابل انتظاری که اتفاق افتاده است.

۳- برای خود تیمی آماده داشته باشید.

همان لحظه‌ای که فاجعه رخ می‌دهد، با حساب دارتان، با وکیل‌تان، با مشاور مالی‌تان و همکار(های) تان صحبت کنید. جسیکا این کار را نکرد، فکر می‌کرد که تنهایی از پسش بر‌می‌آید و حالا از ایجاد نکردن یک برنامه مالی از شروع کارش پشیمان است، کاری که می‌توانست او را برای بدترین حالت آماده کند.

۴- نقطه کورتان را بشناسید.

غرایزتان در زمان صلح و آرامی شاید در زمان جنگ به کارتان نیایند. وقتی که فاجعه اتفاق می افتد، بر اساس غرایزتان زندگی نکنید. نقشه ای با دقت در نظر گرفته شده داشته باشید و به آن عمل کنید. شاید این حرفم دیوانه وار به نظر برسد، ولی باید خود را از معادله بیرون بکشید.

این هم یک مثال از کمبود آمادگی: اولا، جسیکا خط میان کار و اموال شخصی‌اش را نادیده گرفت. زمانی که چک‌های قانونی‌اش شروع به آمدن کردند، مستقیما از طریق کارش آن‌ها را پرداخت کرد. همین‌طور که مخارج رشد کردند (در حال حاضر دارد به پانصد هزار دلار می‌رسد و ماهانه هم در حال افزایش است)، خیلی ساده به اندازه کافی پول برای شناور نگه داشتن کارش وجود نداشت. سپس دست به دامن خط اعتبارش شد. بعد از به اتمام رساندن آن حساب کاری خود. بعد از آن هم رو به چک های پرداختی حسابش(شامل مالیات‌ها) انداخت و مجبور شد سرمایه‌ای که با آن می‌توانست کارش را رشد و توسعه بدهد را به تاخیر بی‌اندازد.

در ادامه همین ماجرا، درآمد از کارش کم شد. خیلی زود جسیکا دیگر قادر به پرداخت چک های شخصی اش نبود. این زمانی بود که تعادل کارت‌های اعتباری‌اش به آسمان‌ها رسیدند و امتیاز اعتباری‌اش کاهش یافت، کارش به جایی که الان است رسید، بدون هیچ فکری از اینکه چگونه همه‌ی این‌ها تمام خواهد شد. پرونده‌های حقوقی می‌توانند برای مدت زمان طولانی‌ای ادامه داشته باشند.

جسیکا روحیه‌ی سرسخت و مستقلی دارد، کسب و کارش را با نیروی اراده‌اش ساخت. ولی موفقیت یک کسب و کار بسته به کنترل ما دارد، نه حوادث. جسیکا حال می‌داند که با اعتماد به نفسی که داشت, کور شده بود و متوجه واقعیت بی‌رحم وضعیتی که در آن قرار داشت, نبود. مطمئن هستم که دوباره به وضعیت قبل برمی‌گردد. در بهترین روز‌هایش، او نیز همین فکر را می‌کند. از این مشکل عبور خواهد کرد و دوباره زندگی‌اش را خواهد ساخت و برای تجربه بعدی قوی و سخت‌تر خواهد بود. ولی البته بهتر می‌بود که کلا از این مشکل دوری می‌کرد. شما هنوز این فرصت را دارید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *